اخبار گچساران

گچساران در آستانه مرگ مغزی!!!!
نویسنده : زواره کائیدی - ساعت ۸:٠٢ ‎ق.ظ روز ۱۳۸٧/٦/۱۳
 

گذر ازخیابان‌های شهر گچساران می‌تواند سوژه‌ی مناسبی برای یک خبرنگار باشد تا مشکلات مرکز  شهری که دو سوم صادرات نفت کشور را تولید میکند را در یک رسانه‌ی جمعی بازگو نماید. مشکلات شهری که  نسبت به جمعیتش بیشترین رزمنده را داشته  و به همین دلیل ما معتقدیم که آن‌ها بسیار نجیبند و اگر برخی مشکلات (نظیر چاله‌های عمیق خیابانی) که در این شهر وجود دارد در شهری مثل  اهواز  وجود می‌داشت مردمش اعتراض‌های مکرر و زیادی می‌کردند...

اما آیا این «نجابت» و به قولی کم‌حرفی ناشی از آن چه که کم‌رویی و در مواردی داشتن روحیه «ولش‌کن» مردم گچساران عنوان می‌شود تاکنون به نفع مردم بوده است یا به ضرر آن‌ها؟

مشکلات شهر هر روز بیشتر می‌شود

شهر پر وسعت و کم تراکم گچساران در شرایط عادی هم می‌تواند نمایشگر مشکلات متعددی باشد که برطرف کردن آن‌ها زمان بر و هزینه بر است. اما حال که عوامل دیگری نظیر وجود مهاجرت فراوان روستا هابه شهر، رشد مهاجرت به حاشیه‌ی شهر و گسترده شدن آن و روحیه‌ی مشارکت پایین مردم در حل مشکلات که گاهی از آن به «نجابت» تعبیر می‌شود، باعث شده است تا دامنه‌ی این مشکلات گسترش یابد. از دیگر سو هنوز مشخص نیست به‌خاطر منابع نفت و گاز، صنعتی و کشاورزی جزو توسعه یافته‌ها هستیم یا به‌خاطر عواملی نظیر خشک‌سالی‌های چند ساله و محرومیت‌ها استان جزو محرومین و کم پول‌های کشور که همیشه برای اجرای برنامه‌های عمرانی در شهر گچساران بی‌پولی به عنوان یکی از موانع عنوان می‌شود؟

مسوولان شهر را نمی‌بینند؟

گویا مسوولان شهر گچساران یا مشکلات را نمی‌بینند ویا می‌بینند و منابع مالی یا طرحی برای بهبود این وضعیت ندارند. کافی است برای دیدن این وضعیت از مناطق مختلف شهر گچساران عبور کنید.

وضعیت نامناسب خیابان‌ها و کوچه‌ها از جهات مختلف نظیر طراحی، آسفالت، جدول‌گذاری و... وجود چاله‌های عمیق در اکثر آن‌ها یکی از این موارد است.

ضمن آن‌که پیاده‌روهای نابسامان که در اکثر خیابان‌ها به دلیل کنده‌کاری‌های مختلف عبور از آن‌ها مشکل است و در خیابان‌های مختلف به‌عنوان تیول شخصی افراد به انباری، پارکینگ و یا محل نمایش کالا تبدیل شده‌اند، وجود متکدیانی که از سروکول شهروندان بالا می‌روند، برخی کوچه‌ها و خیابان‌هایی که شب‌ها در تاریکی مطلق به سر می‌برند، بی‌نظمی ترافیکی که در شهر مشاهده می‌شود، صف‌های شلوغ مسافران تاکسی و اتوبوس‌های درون شهری که حکایت از برخی نابسامانی‌ها در این زمینه دارند، درو دیوارهایی که هنوز مزین به تبلیغات  انتخابات های گذشته  هستند و زمین‌های خاکی که در جای جای مرکز شهر وجود دارند و به مامنی برای معتادان و حتی آشغال‌دانی و سرویس بهداشتی! برخی از مردم تبدیل شده‌اند نمونه‌هایی هستند که سال‌هاست فکری برای ساماندهی آن‌ها نشده است و شهر ما را در میان بسیاری از مراکز استان‌ها و سایر شهرستان‌ها از جهات مختلف در سطح پایینی قرار داده است.

این‌که سکوت عمومی مردم نسبت به این مشکلات را «نجابت» مردم تعبیر کنم سخنی گزاف است چرا که مردم نجیب حاضر نمی‌شوند این مشکلات را ببینند و دم بر نیاورند. در این میان کافی است سری به ستون ارتباطات مردمی برخی نشریات استان بزنید تا ببینید اوضاع از چه قراراست و برخی از مردم از طریق مطبوعات سال‌هاست که این مشکلات را گوش‌زد می‌کنند اما...

مسوولان شهر گچساران که اداره‌ی شهر و گذران امور آن به دستشان است در این زمینه سه راه پیش‌رو دارند. یا تمام توان خودرو را به‌کار گیرند و مشکلات موجود را تا حد ممکن از میان بردارند، یا به صورت جدی مشکلات بر سر راه خود را با شهروندان در میان بگذارند و مشارکت بیشتر مردم را طلب کنند و یا کار را به افرادی بسپارند که از عهده‌ی اداره‌ی شهربا تمام مشکلات آن بر آیند و در حل مشکلات آن سرعت بیشتری به خرج دهند.

به هر حال مشکلات امروز شهر گچساران از حدود عادی خود فراتر رفته و مردم گچساران را بیش از گذشته خسته و دلزده کرده است چرا که اقداماتی هم که برای بهینه‌سازی و حل مشکلات شهر گچساران انجام می‌شود گاهی آن‌قدر زمان بر و بی‌برنامه می‌شود که بسیاری حاضرند عطای آن را به لقایش ببخشند. (مثلا پروژه‌ی عریض‌سازی خیابان بلادیان وامینی)

مردم هم مقصرند

این‌که بخواهیم بار تمام مشکلات موجود شهر را بر دوش مسوولان بیندازیم نمی‌تواند چندان به انصاف نزدیک باشد.

بسیاری از مردم گچساران نیز طی سال‌های اخیر به این وضعیت عادت کرده‌اند و دیگر اعتراضی به وضعیت موجود ندارند. موردی که به غلط از آن به به نجابت مردم گچساران تعبیر می‌شود و از آن سوء استفاده می‌شود.

اکثر مردم نسبت به مشکلات بی‌تفاوت شده‌اند و حاضرند آن‌ها را تحمل کنند اما اعتراضی به مسوولان برای بهبود وضعیت نکنند.

چاله‌های کوچه و خیابان‌ها را می‌بینند، برخی کم‌کاری مسوولان و مجریان شهری را نظاره‌ می‌کنند، دریاچه‌های شهری! پس از هر بارندگی را طی می‌کنند، برخی ناامنی‌های شهری را تحمل می‌کنند، برخی تصمیمات نادرست و کارشناسی نشده‌ی شهری را که تنها هزینه‌های گزاف برای شهر به همراه داردمشاهده می‌کنند و بسیاری از موارد منفی دیگر را در مقابل دیدگان خود می‌بینند اما اعتراضی به وضعیت موجود نمی‌کنند.

روحیه‌ی پرسش‌گری، انتقاد و اعتراض حلقه‌ی مفقوده‌ای‌ است که در بسیاری از اوقات نبودن آن در میان بسیاری از گچسارانی ‌ها باعث تداوم مشکلات شهر شده است. روزهای بعد از بارندگی در شهر و افزایش مشکلات عبور و مرور شهروندان و بی‌تفاوتی آن‌ها نسبت به این قضایا نمونه بارزی است که همیشه به چشم می‌خورد و همین روحیه باعث شده است تا زندگی در شهرگچساران  مزایای خاصی نداشته باشد و مشکلات شهری هر روز بیشتر از قبل شود.

در این بین برخی شهروندان، خودشان راسا با اعمال خود به عنوان عاملی برای تشدید مشکلات شهری شده‌اند. آن‌ها با نوع رانندگی خود چه با اتومبیل و چه با موتور سیکلت نظم ترافیکی را بر هم می‌زنند، پیاده‌روها را به هر میزان که نیاز داشته باشند! اشغال می‌کنند، در هنگام ساختمان‌سازی یا بنایی، معابر عمومی را سد می‌کنند، تبلیغات کاغذی خود را هر کجا که می‌خواهند می‌چسبانند، در مقابل بی‌قانونی بقیه سکوت می‌کنند، هر کجا که بخواهند حتی در زیر تابلوهای توقف مطلقا ممنوع پارک می‌کنند، با وجود آگاهی از روند رو به رشد تکدی‌گری باز هم منبع درآمد آنها می‌شوند و خلاصه این‌که شهر را نه تنها خانه خود نمی‌دانند بلکه به انحاء مختلف با نحوه‌ی رفتار خود بر مشکلات موجود در آن می‌افزایند.

مطبوعات حلقه‌های واسط باشند

اما هر چه باشد نباید نقش مطبوعات  و خبرنگاران در این زمینه را نادیده گرفت .

بیان مشکلات شهر،ارایه راهکارهایی برای خروج از این وضعیت،رساندن پیام شهروندان به گوش مسوولان وتحلیل و نقد برخی راهکارهای نامناسب وغیر کارشناسی مسوولان برای رفع مشکلات شهری حداقل وظیفه ایست که خبرنگاران در این میان بر عهده دارند.

وجودمطبوعات به عنوان حلقه های وا سط میان مردم و مسوولان و انعکاس روشن مشکلات شهر می‌تواند کمک شایانی به بهبود اوضاع شهر کرمان بکند و حتی استفاده از فضای مجازی اینترنت چه از طریق سایت‌ها و چه از طریق وبلاگ‌ها به‌عنوان ابزارهای نوین اطلاع‌رسانی می‌تواند انتقال پیام و بیان مشکلات و راه‌کارها را تسریع کند. ضمن آن‌که نشریات و رسانه‌های غیر مجازی می‌توانند وظایف و حقوق شهروندی را به مردم یادآوری کنند و روحیه‌ی انتقاد و اعتراض به بر طرف نشدن مشکلات را از طریق راه‌های منطقی و غیر افراطی را تقویت کنند.

همه ما مشکلات زندگی در شهر گچساران به دلیل ساختار آن‌را می‌دانیم و شاهدیم که تغییرات و تصمیم‌ها اگر برای رفع مشکلات هم باشند به کندی انجام می‌شوند تا حدی که گاهی در مقابل مشکلات بزرگ‌تر به وجود آمده به چشم نمی‌آیند.

از سویی قرار است دراین شهر زندگی کنیم و آن را به نسل‌های بعد تحویل دهیم و قاعدتا کوتاهی ما در رفع مشکلات فعلی آن از دید نسل‌های آینده پنهان نخواهد ماند. بنابراین وظیفه‌ی همه‌ی مسوولان، کارشناسان، صاحبنظران و شهروندان است تا حداکثر تلاش خود را برای رفع مشکلات شهر گچساران که قدمت تاریخی و فرهنگی آن را از میراث فرهنگی آن می‌توان حدس زد به‌کار گیرند. تلاشی که در نهایت به این منجر می‌شود که شهرمان را از رسیدن به آن چه که«مرگ مغزی» تعبیر شده است نجات دهیم...