اخبار گچساران

سناریو‌های سوخته
نویسنده : زواره کائیدی - ساعت ٩:٥٧ ‎ق.ظ روز ۱۳۸۸/٤/۱٤
 

دو کاندیدای شکست خورده انتخابات دهم ریاست جمهوری روز نهم تیر را به صدور بیانیه با ادبیات مشترک اختصاص دادند. از یک سو آقای کروبی با صدور یک بیانیه سیاسی و فاقد چارچوب‌های منطقی و عقلی خواسته‌است در تداوم شکست چهار سال پیش که خواب یک ساعته را بهانه‌ای برای شکست خویش اعلام کرده بود و امروز برنامه‌ریزی مسؤولان برای محروم کردن مردم از توانمندی و دانش‌اش! که در مناظره‌ها مردم شاهد بخشی از آن بودند را با صدور بیانیه جبران کند. از دیگر سو، کاندیدای سخنور دوم خرداد با صدور بیانیه‌ای شش صفحه‌ای و آسمان و ریسمان بافتن و تهدید این و آن، تلاش کرد جسم نیمه‌جان خود را به رخ مردم بکشد. کاندیدای قانون‌گریزی که با توسل به جعل اسناد، دولت مشروع و مورد حمایت آحاد جامعه را متهم به تخریب ساختارهای نظام تصمیم‌گیر جامعه کرده و در بیانیه خود با کمال وقاحت، رئیس‌جمهوری که در سخت‌‌ترین شرایط حاضر به کمترین امتیاز به زیاده‌خواهان زورگوی غربی نشد را متهم به افتادن در ورطه امتیاز دادن به بیگانگان در آینده می‌نماید. نامزدی که در توهمات پیش ساخته ذهنی کارگزاران و مشارکتی‌ها گرفتار آمده و خود را پیروز انتخابات می‌پنداشت و فضای کشور را در خطر می‌دید، ظاهراً در بیانیه نهم خود نیز هنوز به این درک نرسیده که اوست که دچار توهم است نه کشوری که میلیون‌ها انسان آزاده و پای در رکاب نظام و رهبری از کیان انقلاب و امام(ره) به دفاع برخاسته‌اند و لحظه‌ای بر ادامه این مسیر، تردید به خویش راه‌ نداده‌اند. در بیانیه‌های کروبی و موسوی و سازمان مجاهدین چند نکته وجود دارد که پرداختن به آنها لازم به نظر می‌آید:
1- موسوی در مقدمه بیانیه خود بار دیگر خود را به غفلت زده و با بیان همان استراتژی سوخته اجازه اجتماع برای نشان دادن ظرفیت‌های طرفین در صحنه متوسل گردیده است. غافل از اینکه بیشترین خاستگاه رأی او در بالای کمربند فقر تهران بوده و حوادث دو هفته‌ای تهران نشان داد به رغم برنامه‌ریزی و تحریک این گروه، جامعه شهری با خط متوسط و پایین به درخواست‌های مکرر آنها جواب مثبت ندادند. ضمن اینکه به نظر می‌رسد موسوی برای اداره کشور به دوران یونان باستان که در دولت شهرهای یونان، مردم هر روز در میدان «آتن» جمع می‌شدند و برای آن روز خویش تصمیم می‌گرفتند، رجوع کرده است و هنوز جوامع مدرن قرن 21 که همه تصمیمات در بستر انتخابات و تشکیل دولت معنا پیدا می‌کند را درک نکرده است. آیا با این تفکر، چنین فردی متحجر است یا رقیب که قانون اساسی و قوانین جاری کشور را مبنای رفتار خویش قرار داده است؟
2- بیانیه موسوی و کروبی پر از تناقض‌های آشکار است. از یکسو موسوی مدعی بازگشت به قانون است و این را بزرگ‌ترین میثاق ملت معرفی می‌کند و معترف است که باید به قوانینی که خود وضع کرده‌ایم پایبند باشیم و آن را اجرا کنیم که در غیر این صورت سنگ روی سنگ بند نخواهد شد و از سوی دیگر رئیس‌جمهور برآمده از قانون را نامشروع و فاقد وجاهت معرفی می‌کند. از یکسو به استیفای حقوق خود از راه قانونی اشاره می‌کند و از دیگر سو، مردم را تشویق و تحریک به ریختن در خیابان‌ها و پیگیری مطالبات – مطالبات‌خودخوانده – می‌کند. از یکسو مردم را از شعارهای فریبنده ساختارشکنانه علیه نظام حذر می‌دهد و از سوی دیگر آنها را تشویق به شعار دادن کرده و اینکه هر شهروند برای فعالیت در عرصه سیاسی، اقتصادی و ... باید اعتراض خود را به هر نحو ممکن ابراز دارد و در بروز این اعتراضات معتقد است نباید به صرف گفتن و شنیدن بسنده کرد! این در حالی است که در آن سوی میدان، کروبی به عنوان همراه موسوی در بیانیه خود به صراحت از تغییر قانون اساسی سخن می‌گوید!‌
3- در این بیانیه‌ها دو سناریو که به نظر می‌رسد بیشتر حاصل اتاق‌های فکر سازمان مجاهدین و مشارکتی‌‌ها باشد، بیان گردیده است. پروژه «نسبت دروغ و تقلب بزرگ» به جریان حاکم در دولت، اولین سناریوی طراحی شده این جریان است که با انتخابات ریاست جمهوری و با پشتوانه فکری عناصری همچون نوری‌زاده و ... کلید خورده بود و اکنون پس از انتخابات نیز اصرار بر ادامه آن است. موسوی به صراحت در بیانیه خود مطرح می‌کند این مورد باید تبدیل به یک مطالبه انکارناپذیر مردمی شود و پیامدهای تلخ دروغ و تقلب به مردم القا گردد. در سناریوی دوم در بیانیه موسوی و کروبی اعلام شده است گروهی از نخبگان گرد هم آمده‌اند تا با تشکیل جمعی، صیانت از حقوق و آرای پایمال شده مردم در انتخابات گذشته را از طریق انتشار مدارک و اسناد تخلف‌ها و رجوع به محاکم قضایی پیگیری کنند و حتی به اذعان کروبی در نشریات به چاپ برسانند. هر چند در این سناریوها نکته جدیدی نیست و اولی در آستانه انتخابات و با بهره‌گیری از رسانه‌های خارجی شروع گردید و امروز نیز ادامه دارد و مردم با ارائه گزارش‌های مستند مسؤولان اجرایی و نظارتی انتخابات از ماهیت چنین رفتارهایی توسط کروبی و موسوی و اطرافیان آنها آگاه شدند و پرداختن به برخی جزئیات انتخابات و اعلام جعل اسناد توسط آنها می‌تواند سیاست شیطانی و جنگ روانی آنها را خنثی نماید و در سناریوی دوم نیز به نظر می‌رسد تشکیل گروهی برای به اصطلاح افشاگری، در استمرار کمیته صیانت از آرایی است که توسط برخی بزرگان حاشیه‌نشین و پنهان اصلاح‌طلب مدیریت می‌گردید و کانون این فتنه را باید در همان افراد اندک جست‌وجو کرد. اما نکته حائز اهمیت برای خنثی کردن این اقدام، شفاف‌سازی در ارائه اطلاعات صندوق‌های بازشماری شده و ماهیت آرای کسب کرده موسوی و کروبی در این صندوق‌ها و عدم پیگیری آنها در اعلام نتایج این صندوق‌هاست. ضمن اینکه پخش بخشی از اعترافات افراد دستگیر شده می‌تواند پرده از برنامه‌ریزی این جریان برای به چالش کشیدن اصل نظام نه صرفاً‌ دولت بردارد.
4- همزمانی انتشار بیانیه سازمان مجاهدین انقلاب با دو بیانیه موسوی و کروبی و استفاده از ادبیات واحد در این بیانیه‌ها و تأکید بر ابطال انتخابات به تأیید رسیده شورای نگهبان و پیگیری اعتراضات مردمی و همچنین نامشروع جلوه دادن دولت قانونی که 24 میلیون رأی مردم را به همراه دارد،‌ گویای این واقعیت است که کانون این فتنه خاموش نمی‌شود، مگر در برخورد با عناصر تئوریک و برنامه‌‌ریز این جریان که در سازمان مجاهدین، مشارکت، کارگزاران و مجمع روحانیون لانه کرده‌اند.