اخبار گچساران

سرنوشت اسفناک قاتلان شهدای کربلا
نویسنده : زواره کائیدی - ساعت ٦:۱۸ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٩/٩/٢٠
 

از آیات قرآن کریم، احادیث پیامبران الهی و روایات ائمه اطهار(ع) و غور و بررسی آموزه های دینی و نیز توجه و تأمل در حوادث تاریخی و سرنوشت گذشتگان، به ویژه آخر و عاقبت افراد گناه پیشه، ظالم، بی رحم و... می توان فهمید که مجرمان تاریخ، عواقب وحشتناکی دارند.
سنت الهی بر این قرار گرفته است که عواقب بعضی از گناهان نظیر: ظلم و ستم و عاق والدین و تضییع حق مردم و... در این دنیا، به سرعت به سراغ گناهکاران می آید و آنها را به سزای اعمالشان می رساند هر چند که دریافت کامل سزای اعمال آنها فقط در قیامت میسر می باشد که مطابق نص صریح قرآن در آیه 26 سوره نبأ: جزاء وفاقا یعنی: این جزایی است موافق و مناسب و منطبق بر اعمالشان. این موضوع به قدری حائز اهمیت است که خداوند متعال در آیه 69 سوره نمل از همه مردم دعوت کرده است که بررسی کنند و ببینند که آخر و عاقبت سفاکان و گناه پیشگان چه شده است و از آن ها درس عبرت بگیرند:
قل سیروا فی الارض فانظروا کیف کان عاقبه المجرین (ای پیامبر! به مردم) بگو: در روی زمین سیر (و در احوال گذشتگان تفکر و اندیشه) کنید و ببینید عاقبت کار مجرمان (گناه پیشگان) به کجا رسید!
در آیات دیگر قرآن مجید نیز تعابیر تکان دهنده و عجیبی در مورد سرنوشت ظالمان ستمکار آمده است، مثلا در آخرین آیه سوره شعرا می فرماید:ویسعلم الذین ظلموا ای منقلب ینقلبو و بزودی ستمکاران خواهند دانست که چگونه به سوی جایگاه عذاب منقلب می شوند (و به سرنوشت شوم خود دچار می شوند).
سرنوشت اسفناک و عبرت آموز قاتلان شهدای کربلا در دنیا و اتفاقاتی که برای این جانیان افتاد، حاوی نکات فوق العاده درس آموز و قابل توجه برای همه ظالمان است.
علاوه بر اینکه آنها به سزای اعمال ننگین شان در همین دنیا و پس از مدت کوتاه رسیدند در دادگاه وجدان بشریت و تاریخ نیز محکومانی ملعونند به طوری که هیچ فردی حتی فرزندان یا قاتلان و جانیان نیز خود را منتسب به آنها نمی کنند و اثری از قاتلان شهدای کربلا باقی نمانده است. این درحالی است که میلیون ها نفر خود را فرزند شهدای مظلوم کربلا می دانند و هر ساله در ایام عاشورا در اقصی نقاط جهان یاد و خاطره آنها را گرامی می دارند و به آنها توسل می جویند و شفا می یابند. آری : تأسیس کربلا نه برای عزا و ماتم است
دانشسرای عالی ادراک اولاد آدم است
اکنون به مناسبت فرارسیدن ایام محرم الحرام و سالگرد شهادت امام حسین(ع) و شهدای گرانقدر دشت کربلا، بر آن شدیم تا نگاهی مختصر و مفید به سرنوشت قاتلان شهدای کربلا، براساس منابع معتبر تاریخی داشته باشیم. آنچه از نظر می گذرانید سرنوشت کسانی است که فاجعه کربلا را طراحی و اجرا کردند. امید است که مورد رضای حضرت حق و استفاده همگانی واقع شود.
سرنوشت اسفناک یزیدبن معاویه
هلاکت یزیدبن معاویه سر دسته و آمر عملیات حادثه کربلا بنا به روایت «ابی مخنف» این گونه بوده است:
یزید، سرمست از پیروزی ها و موفقیت، روزی با جمعی از لشکریان و هواداران خود به قصد شکار عازم صحرا گردید. آنان به اندازه دو روز راه پیمودند و از دمشق فاصله گرفتند. ناگهان در مقابل چشم آنها آهویی ظاهر شد. یزید برای نشان دادن شجاعت و دلاوری خویش به یارانش گفت: «کسی از شما همراه و پشت سر من نیاید، من خودم این آهو را شکار خواهم کرد!» سپس اسب خود را دنبال آهو به حرکت درآورد و به سرعت از سپاهیان خود فاصله گرفت.
آهو از این بیابان به آن بیابان و از این طرف به آن طرف می رفت تا به منطقه ای هولناک و دره ای ترسناک قدم گذاشت، در حالی که همچنان به گریز خود ادامه می داد و یزید او را تعقیب می کرد و تپه های ترسناک و دره های هولناک را پشت سر می گذاشت به طوری که فاصله زیادی بین او و سپاهیانش ایجاد شد! ناگهان در این حین تشنگی شدیدی بر یزید غلبه کرد و این درحالی بود که آب و غذایی همراه نداشت. در همین حال بود که چشم یزید به فردی افتاد که کوزه آبی در دست داشت، یزید از او آب خواست او نیز پس از دادن مقداری آب از نام و نشانش پرسید.
یزید در پاسخ گفت: «من امیرالمؤمنین! یزیدبن معاویه هستم.» آن مرد پرسید: « قاتل حسین بن علی(ع) تو هستی و تو کشنده فرزند رسول خدا(ص) هستی؟» و از جای برخاست تا با یزید درگیر شده و او را به هلاکت برساند.
یزید ترسید و به سرعت پا به فرار گذاشت ولی در حین سوار شدن پای او در رکاب اسبش گیر کرد و اسب به سرعت شروع به دویدن کرد و با سرعت تمام از آن مرد فاصله گرفت.
در اثر حرکت اسب و واژگون شدن یزید سر و صورت پلید او به سنگ ها برخورد کرده و متلاشی گردید و زمین خون آلود شد و او به هلاکت رسید و به قعر جهنم، جایگاه اصلی و مقر ابدی خویش و پدرانش واصل شد. پس از مدتی سپاهیان و تعقیب کنندگان یزید به او رسیدند درحالی که او از رکاب اسب خود آویزان بود و روح پلیدش از بدن جدا شده بود. در این هنگام بود که صدای شیون از سپاه او بلند شد و آنان بدون یزید به دمشق بازگشتند به این ترتیب یزید به سزای عمل ظالمانه خود این گونه گرفتار شد.