اخبار گچساران

فساد سیاسی در جریان دوم خرداد
نویسنده : زواره کائیدی - ساعت ۸:٥٢ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٩/۱۱/٦
 

می گویند در معرکه ای وارد شو آن‌قدر بزرگ باشد که به حساب بیاید و آن‌قدر کوچک باشد که بتوانی از پس آن برآیی. سران فتنه در 10 سال گذشته وارد معرکه هایی شدند که نه آن‌قدر بزرگ بود که به حساب بیاید و نه آن‌قدر کوچک بود که از پس آن برآیند. سران فتنه با عدم محاسبه مختصات بازی،  خود و جریان متبوعشان را به ورطه فساد سیاسی سوق دادند. این فساد سیاسی که در دهه 70 اوج گرفت در دهه 80 به کودتایی تمام عیار علیه اراده ملت ایران تبدیل شد. فساد سیاسی از یک نقطه شروع می شود اما با گذشت زمان قادر است ماهیت یک محیط زیست سیاسی را تغییر دهد. اما اگر به موقع گند زدایی صورت بگیرد امیدی به تداوم و استمرار حیات عناصر و نیروهای سیاسی وجود دارد.‏ کارت قرمز خروج از رقابت های سیاسی کمترین هزینه انتحار و خودکشی سیاسی سران فتنه بود. اما آیا انصاف است بدنه سیاسی جریان دوم خرداد تاوان اشتباهات استراتژیک سران خود را بپردازد؟ آیا سوزاندن تر و خشک عادلانه و منصفانه است؟ با کدام منطق می توان یک تفکر سیاسی ریشه دار را از صحنه رقابت های سیاسی حذف کرد؟ آیا این مسئله با رحمت و فتوت نظام مردمسالاری دینی سازگار است؟ ممکن است سران یک جریان سیاسی فاسد شوند، اما بدنه سیاسی این جریان هنوز به امام(ره)، انقلاب و ولایت فقیه وفادار باشند. آنها امروز از  عملکرد سران خود متاسف اند. آنها در مقابل مردم و رهبری به خاطر اقدامات متهورانه و گستاخانه سران فتنه احساس شرمندگی می کنند.
امروز بدنه سیاسی جریان دوم خرداد با دو بحران روبروست:
1- بحران سازمان
2- بحران هویت
به لحاظ سازمانی ریزشها در بدنه سیاسی جریان دوم خرداد در یک سال گذشته اوج گرفته است. اغلب عناصر سیاسی نمی خواهند زیر بیرقی سینه بزنند که خسران دنیوی و اخروی در پی دارد. آنها نمی دانند در سازمان دوم خرداد بمانند یا بروند؟ ماندن با چه امیدی و رفتن با چه رویی! اما به لحاظ هویتی، بدنه جریان سیاسی دوم خرداد که در اقصی نقاط کشور پراکنده اند به انقلاب، نظام و اصل ولایت فقیه اعتقاد دارند. نسل اول آنها در انقلاب، جنگ تحمیلی وسازندگی حضور موثر داشته اند. در دوره اصلاحات مناصب و پست های کلیدی را در اختیار داشته اند. طبیعی است که امروز نخواهند به تمام گذشته خود پشت پا بزنند. آنها شاید با تفکر حاکم بر دولت و مجلس مشکل داشته باشند اما به اصل انقلاب، منطق امام خمینی(ره) و ولایت فقیه وفادارند.
امروز نیروهای سیاسی درجه دو و سه دوم خرداد در وادی حیرت و سران این جریان در سرزمین فنا سیر می کنند. لاجرم دوم خرداد باید از این دو بحران عبور کند تا بتواند در قامت یک رقیب در انتخابات آینده حضور یابد. آنها به یک نور افکن نیاز دارند تا بتوانند خود را پیدا کنند. واقعا دوم خردادی ها چه کسانی هستند؟ این جریان برخاسته از کدام شکاف سیاسی است؟ در کجای جامعه بدنه اجتماعی خود را جستجو می نماید؟
دوم خردادی ها که با هویت دهه 60 و 70 نتوانستند در دهه 80 بازی کنند مطمئنا با این هویت نخ نما در دهه 90 نیز حرفی برای گفتن نخواهند داشت. اتفاقاتی در 10 سال گذشته رخ داده که عموم معادلات کشور را دستخوش تغییرات جدی قرار داده است. در عقبه ذهنی افکار عمومی یک تصویر خشن از فتنه گران سه مقطع18 تیر  78، تحصن مجلس ششم در سال 82 و فتنه گری 88 حک شده است. دوم خردادی ها برای نظام و مردم یعنی جریانی که التزام عملی و نظری به قانون، ولایت و سایر ساختارهای نظام ندارند. دوم خرداد یعنی گروهی که حاضر نیستند به رای و نظر هیچ نهاد فیصله بخشی تن دهد. دوم خرداد یعنی گروهی که اگر مردم به آنها رای ندادند زیر تمام حرف ها و وعده و وعیدهای دموکرات مآبانه اش می زنند... امروز بهتر است اصلاح طلبان یک شناسنامه جدید دست و پا کنند. یک شناسنامه هوشمند که سند عرضه سیاست ورزی آن نه خشونت و نه اغتشاش بلکه حضور موثر و مستمر در معادلات سیاسی کشور منطبق با گفتمان عمومی و نیازهای واقعی مردم باشد. بدیهی است حذف سران فتنه منجر به تک صدایی نمی شود. چرا که در کشور تنها دو صدا نیست. دهه 80 نقطه عزیمت چند صدایی در جامعه سیاسی ایران بود. جوامع سیاسی متکثر هراسی از کاهش مشارکت و یا کم فروغی رقابت ندارند. اما آن صدایی که باید در ایران خاموش شود صدای آمریکا و رژیم صهیونیستی است. ملت ایران بیش از سه دهه است که با این صدا جنگیده است امروز چگونه بپذیرد که صدای آمریکا و اسرائیل از دهان یک ضلع از  رقابت های سیاسی به گوش برسد. در فرایندهای مرتبط با گزینش کارگزاران سیاسی در ایران پذیرش شرط اعتقاد به انقلاب و التزام به ولایت فقیه یکی از مراحل ورود به ساختارهای سیاسی است. کسانی که این شرط را نمی پذیرند طبیعتا ویزای ورود به عرصه رقابت های سیاسی را ندارند و کسانی که امضا می کنند اما در عمل اعتقادی به آن ندارند و "آن راه دیگر" می روند منافق هستند آن هم از جنس نفاق جدید که به مراتب خطرناک تر از منافقین کهنه هستند. بدنه سیاسی دوم خرداد باید خود را مبرا از پلشتی نفاق کند. جامعه ایران تفتین نمی شود، فریب نمی خورد، نمی توان آن را دور زد
و ... . بدنه سیاسی دوم خرداد قادر است از فساد سیاسی نمایندگی مدرنیسم غرب گرا در ایران پرهیز کند و یک گفتمان جدید بسازد. گفتمانی که ضمن مرزبندی با دشمنان انقلاب و فریب خوردگانی که چشم به اشاره و تشویق دشمن دوخته اند ضلع پر رنگی در معادلات و رقابت های سیاسی دهه 90 باشد.‏