اخبار گچساران

آماده باش فرهنگی
نویسنده : زواره کائیدی - ساعت ۸:۱۸ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٠/٤/۳٠
 

 میدان‌داری اراذل و اوباش، مدتی است که جامعه را آزرده‌خاطر ساخته است و پی‌در‌پی اخبار تکان دهنده‌ای از فجایعی می‌رسد که هر کدام به تنهایی موجب تشویش افکار عمومی می‌شود و احساس ناامنی را گسترش می‌دهد.
در چنین شرایطی که زشتی موارد گزارش شده و تعدد هنجارشکنی‌ها، نگرانی پیدایش موجی از خشونت را در مردم پدید آورده است، طبعا جز برخوردهای قاطع نیروی انتظامی و دستگاه قضائی چاره کوتاه مدت دیگری نمی‌توان اندیشید اما آیا در دراز مدت هم می‌توان و باید صبر کرد تا خشونت‌طلبی و هنجارشکنی رواج یابد و آن گاه تعدادی از سردمداران این گونه اقدامات وحشیانه دستگیر و مجازات شوند؟!  آیا موارد اعمال خشونت، محدود به همین مواردی است که کشف و منعکس می‌شود یا موارد دیگری هم وجود دارد که افکار عمومی از آن بی‌خبر می‌ماند؟ آیا می‌توان این گونه تحلیل کرد که امواج مسموم و ارزش ستیز دشمن، سالهاست فرهنگ جامعه اسلامی را هدف خویش قرار داده است و پیامد این امواج مسموم، نوعی آلودگی فرهنگی است که هر از گاهی فجایعی به بار می‌آورد یا بهتر بگوییم برخی از فجایع آن آشکار می‌گردد؟
آیا واقع بینانه‌تر نیست اگر بپذیریم فرهنگ عمومی جامعه تحت تاثیر امواج ماهواره و دیگر رسانه‌های نظام سلطه جهانی، در خطر قرار گرفته و بلکه آسیب دیده است چندان که  سطح خشونت طلبی و هنجارشکنی، خصوصا در میان برخی جوانان، از استانداردهای مورد انتظار در فرهنگ ایرانی اسلامی، بسیار فراتر رفته است؟
اگر چنین است - که نگارنده بر این باور است- باید وضعیت آماده باش اخلاقی و فرهنگی اعلام کرد و تدابیری اساسی اندیشید و ریشه پیدایش ناهنجاریها را کشف کرد و خشکانید.
اگر چنین است همچنان که دستگاه قضائی و نیروی انتظامی مورد بازخواست قرار می‌گیرند و بلکه پیش از آنها،  باید از کلیه دستگاهها بخصوص دستگاههای فرهنگی و تربیتی نیز مواخذه کرد که برای حفظ سلامت فرهنگی و پیشگیری از ابتلای جامعه- خصوصا نوجوانان و جوانان به انواع آلودگیهای اخلاقی-  چه برنامه‌های مصون سازانه‌ای را به اجرا درآورده‌اند؟
در شرایط آماده باش فرهنگی، غفلت، سهل‌انگاری و خودرایی مدیران و مسئولان، مانع پیشگیری و درمان مسمومیت‌های فرهنگی جامعه می‌شود و به همین دلیل به هیچ وجه قابل تحمل نیست. چرا جامعه باید تاوان برخورد سلیقه‌ای بعضی مدیران با قانون ماهواره،‌ قانون حجاب و عفاف و دیگر ضوابط و قوانینی را بدهد که اجرای دقیق آنها می‌توانست و می‌تواند زمینه بروز بسیاری از ناهنجاریهای اخلاقی را کاهش دهد؟!
واقعیت این است که اینک مفاسد اخلاقی، ابعاد امنیتی یافته و تشکیل ستاد و قرارگاهی برای مبارزه با این مفاسد، به ضرورتی اجتناب‌ناپذیر مبدل شده است. در شرایط آماده باش، نمی‌توان پذیرفت که غالب وزارتخانه‌ها و دستگاهها از مسئولیت خویش در زمینه گسترش فرهنگ و اخلاق اسلامی تغافل ورزند و این قوانین معطل بماند و تمام مسئولیت‌ها، صرفا متوجه نیروی انتظامی شود که نوعا آخرین چاره و راهکارها در اختیارش می‌باشد.
سیطره سکولاریسم بر اندیشه مجریان و برنامه‌ریزان و رویکرد غیر دینی در مدیریت کشور، خطری جدی است که مسئولان را تهدید می‌کند و مقام معظم رهبری بارها برمسئولیت سنگین نظام اسلامی، در ارتباط با تقویت باورهای اعتقادی دینی مردم تاکید کرده‌اند و نسبت به سکوت و بی‌تفاوتی دولتمردان در این زمینه هشدار داده‌اند.
بر این اساس و با توجه به شرایط کنونی، ضروری است فراتر از توصیه اخلاقی به مدیران، عملکرد دستگاهها و نهادها در این عرصه مورد ارزیابی قرار گیرد.
امروز اگر امر به معروف ونهی از منکری باید انجام شود، بزرگترین امر به معروف و نهی از منکر، بازخواست از تمامی دستگاهها در ارتباط با برنامه‌ها و اقداماتشان برای مبارزه با مفاسد فرهنگی و اخلاقی می‌باشد.
چرا که تمامی مدیران در تمامی حوزه‌های  مدیریتی، علاوه بر تکلیف الهی، براساس قانون نیز مسئولیتی سنگین درباره گسترش فرهنگ و اخلاق اسلامی و برخورد با هنجارشکنی‌ها دارند، معلم در اندازه کلاس و مدیر در حوزه مدرسه و رئیس جمهور و رئیس مجلس و رئیس قوه قضائیه در گستره کشور و بالطبع هر چه حوزه مسئولیت گسترده‌تر باشد، بازخواست دنیوی و اخروی از آنان در قبال مظلومیت‌ها، فجایع و خون‌های به ناحق ریخته، سنگین‌تر خواهد بود.
غیرت دینی خدمتگزاران نظام اسلامی، ایجاب می‌کند که در میدان نبرد فرهنگی،‌مردم و خصوصا نوجوانان و جوانان آسیب‌پذیر جامعه را تنها نگذارند.